خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : دشتى )
33
نهج البلاغه ( فارسى )
[ خطبهها ] ترجمه خطبهء 1 ( امام عليه السّلام در اين سخنرانى از آفرينش آسمان و زمين و آفرينش انسان ياد مىكند ) 1 عجز انسان از شناخت ذات خدا « 1 » سپاس خداوندى را كه سخنوران از ستودن او عاجزند ، و حسابگران از شمارش نعمتهاى او ناتوان ، و تلاشگران از اداى حق او درماندهاند . خدايى كه افكار ژرف انديش ، ذات او را درك نمىكنند و دست غوّاصان درياى علوم به او نخواهد رسيد . پروردگارى كه براى صفات او حدّ و مرزى وجود ندارد ، و تعريف كاملى نمىتوان يافت و براى خدا وقتى معيّن ، و سر آمدى مشخّص نمىتوان تعيين كرد . مخلوقات را با قدرت خود آفريد ، و با رحمت خود بادها را به حركت در آورد و به وسيلهء كوهها اضطراب و لرزش زمين را به آرامش تبديل كرد . 2 دين و شناخت خدا « 2 » سر آغاز دين ، خداشناسى است ، و كمال شناخت خدا ، باور داشتن ، او ، و كمال باور داشتن خدا ، شهادت به يگانگى اوست ؛ و كمال توحيد ( شهادت بر يگانگى خدا ) اخلاص ، و كمال اخلاص ، خدا را از صفات مخلوقات جدا كردن است ، زيرا هر صفتى نشان مىدهد كه غير از موصوف ، و هر موصوفى گواهى مىدهد كه غير از صفت است ، پس كسى كه خدا را با صفت مخلوقات تعريف كند او را به چيزى نزديك كرده ، « 3 » و با نزديك كردن خدا به چيزى ، دو خدا مطرح شده ؛ و با طرح شدن دو خدا ، اجزايى براى او تصوّر نموده ؛ و با تصّور اجزا براى خدا ، او را نشناخته است . و كسى كه خدا را نشناسد به سوى او اشاره مىكند و هر كس به سوى خدا اشاره كند ، او را محدود كرده ، به شمارش آورده . و آن كس كه بگويد « خدا در چيست ؟ » او را در چيز ديگرى پنداشته است ، و كسى كه بپرسد « خدا بر روى چه چيزى قرار دارد ؟ » به تحقيق جايى را خالى از او در نظر گرفته است ، در صورتى كه خدا همواره بوده ، و از چيزى به وجود نيامده است . با همه چيز هست ، نه اينكه همنشين آنان باشد ، و با همه چيز فرق دارد نه اينكه از آنان جدا و بيگانه باشد . انجام دهندهء همهء كارهاست ، بدون حركت و ابزار و وسيله ، بيناست حتّى در آن هنگام كه پديدهاى وجود نداشت ، يگانه و تنهاست ، زيرا كسى نبوده تا با او انس گيرد ، و يا از فقدانش وحشت كند . 3 راههاى خدا شناسى اوّل - آفرينش جهان خلقت را آغاز كرد ، و موجودات را بيافريد ، بدون نياز به فكر و انديشهاى ، يا استفاده از تجربهاى ، بى آن كه حركتى ايجاد كند ، و يا تصميمى مضطرب در او راه داشته باشد . براى پديد آمدن موجودات ، وقت مناسبى قرار داد ، و موجودات گوناگون را هماهنگ كرد ، و در هر كدام ، غريزهء خاصّ خودش را قرار داد ، و غرائز را همراه آنان گردانيد . خدا پيش از آن كه موجودات را بيافريند ، از تمام جزئيّات و جوانب آنها آگاهى داشت ، و حدود و پايان آنها را مىدانست ،
--> ( 1 ) . اشاره به علم : اپيس تمولوژى YGOLOMETSIPE ( شناخت شناسى ، معرفت شناسى ) ( 2 ) . اشاره به : پايتى تيسم msiehtyteiP ( ايزد شناسى ) ( 3 ) . يعنى همتايى براى خدا تصوّر كرده است .